: سلنا ماری گومز (به انگلیسی: Selena Marie Gomez)

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئیه ۱۹۹۲
محل تولد: گراند پرایری ، تگزاس ، آمریکا
فعالیت های هنری: بازیگر ، خواننده ، نوازنده ، ترانه ‎سرا ، دوبلر و رقاص

اوایل زندگی‌

سلنا گومز بازیگر و خواننده اهل آمریکا است ، او بیشتر به خاطر بازی در نقش آلکس روسو در سریال کمدی «جادوگران سرزمین لرزان» از شبکه دیزنی به شهرت رسیده ‌است ، وی بازیگری را با نقش آفرینی در فیلم ‌های تلویزیونی شروع کرد.

نام مادر وی «مندی تیف» بوده و اصالتا ایتالیایی تبار است ، مادر گومز دارای سابقه بازیگری نیز بوده ، پدر وی «ریکاردو گومز» اصلیت مکزیکی دارد ، پدر و مادر سلنا وقتی که وی ۵ ساله بوده از هم جدا شدند ، مادر وی دوباره در سال ۲۰۰۶ ازدواج کرد ، او مسیحی است.

فعالیت‌ های شغلی

سلنا گومز فعالیت ‌های بازیگری ، خوانندگی ، نوازندگی و همچنین شاعری و دوبلری یک کارتون به اسم هورتون را دارد ، بازی در نقش مری سانتیاگو در فیلم another cinderella story و رقصیدن عجیب و بی نظیر وی همراه با اندرو سیلی ، موجب شد تا وی شهرت بسیار خوبی پیدا کند ، اکنون وی به یکی از بزرگترین ستارگان جوان آمریکا تبدیل شده است.

وی شغل بازیگری خود را در سن ۷ سالگی با بازی در فیلم بانی و دوستان آغاز کرده ، سپس عهده دار نقش مکملی در فیلم بازی تمام شده شد ، در سال ۲۰۰۴ استعداد وی مورد توجه عوامل شبکه والت دیزنی قرار گرفت وی ابتدا به عنوان بازیگر مهمان در چند فیلم از جمله هانامونتانا بازی کرد سپس عهده دار نقش اصلی در فیلم Wizards of Waverly Place شده ، حضور وی در مجموعه Disney Channel movie در سال ۲۰۰۹ سبب شد تا این مجموعه به بیش از ۱۱٫۴ میلیون بیننده در اولین قسمت خودش دست یابد.

از دیگر کارهای وی ، بازی در نقش اول another cinderella story و بازی در نقش اول فیلم princess protection که نقش اول را با demi lovato با هم بازی می کردند ، وی به تازگی فیلمی بازی کرده به نام Ramona and Beezus که Joey King در آن نقش Ramona و سلنا نقش خواهر بزرگترش Beezus را بازی می کند ، این فیلم سینمایی برگرفته از رمان های متعدد Ramona & Beezus ساخته شده است که به تازگی نیز به روی پرده آمده است.

سلنا اکنون به یکی از بزرگترین خواننده های جهان تبدیل شده است ، او می تواند به هر سبکی بخواند اما سبک اصلی وی rock and roll می باشد.

زندگینامه ی جاستین بیبر

نام:Justin Drew Bieber
متولد 1 مارچ 1994 (3 اسفند 1373 
)
قد: 164
رنگ چشم: قهوه ای
سرگرمی ها: فوتبال بسکتبال اسکیت گلف! (بچه ورزشکاره!!!)
رنگ مورد علاقه: آبی و بنفش
ساز مورد علاقه: گیتار و پیانو
عدد مورد علاقه:6!
خواننده های مورد علاقه: کریس براون (Chris Brown) آشر (Usher) تی بن Ti bone و ...
برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه: امریکن آیدول (AMERICAN iDOL) همین برنامه ایه که قراره من برم شرکت کنم برنده شم قلب
اسم مامانش پتی PATTY اسم باباش جرمی Jeremy Bieber که وقتی جاستین خیلی کوچیک بوده طلاق گرفتن! نا خواهری: جازمین نابرادری:جکسون
اسم دوستای صمیمیش: رایان و کریستین
اسم سگش: سمی sammy
غذای مورد علاقه: ماکارونی و از چیزای شیرین هم خوشش میاد
شکلات مورد علاقه: مارس Mars
نوشیدنی مورد علاقه: آب پرتغال
از سبزیجات خوشش میاد!
دانش آموز ممتاز و درس ادبیات انگلیسیس هم از همه ی درساش بهتره!
جاستین به چشم ها و لبخند یک دختر توجه میکنه و از دخترایی که شوخ طبع اند خوشش میاد!
از بستنی کاکائویی خوشش نمیاد!!!!!!!!!
وقتی 13 سالش بود توی مراسم رقص مدرسشون اولین بوسشو کرد!  (توی آمریکا در ماه های سپتمبر و اکتبر یه مراسم رقصی هست که البته فقط برای راهنمایی ها و دبیرستانیاس ابتدائیا ندارن که تو این مراسم باید لباس مجلسی بپوشن و با date شون برقصننننننننن! wow اونا جشن دارن مام داریم!)
میتونه طبل و شیپور و گیتار و پیانو بزنه!! (خجالت بکشیم!)
دست چپه!
حالا این که چطوری خواننده شد خیلی جالبه!

جاستین کلا" به آواز و خوانندگی و اینا علاقه ی زیادی داشت وتوی یه مسابقه ی خوانندگی محلی خودشون شرکت کرده بودو مامانش هم از خوندنش فیلم میگرفت و میزاش یوتوب! بیشترم آهنگای آشر و کریس براون اینارو میخوند! تا اینکه مامانش دید خیلی بیننده هایه ویدئو هاش زیاد شده پس بزام ویدئو گرفت و گذاشت تو یوتوب تا اینکه اسکوتر براون Scooter braun کشفش کردو رفت به usher معرفیش کرد.آشر هم خوندنشو دید خوشش اومد و بردش لس آنجلس تا برای مدیر یکی از شرکت هایی که خواننده ها باهاشون قرار داد بستن =Island def Jam (مثله hollywood record deals و اینا میدونین که چی میگم؟) و این اتفاقات 7 ماه بیشتر طول نکشید و جاستین به رویاهای خود دست یافت!!!! ( راستی جاستین توی استانفورد-اونتاریو ی کانادا زندگی میکرده که الان آتلانتا هستن توی آمریکا) اصلا فکر نمیکرده این اتفاقات واقعا میفته و همینجوری دوروبره خونش و آهنگ میخونده واسه خودش!

جاستین میگه که:
اولین بار که اسکوتر اومد دنبال من که بریم آتلانتا (13 سالش بوده)و منو ببره پیش آشر. آشر داشت ماشینشو پارک میکرد. و اولین بارم بود که یه سفر خارج از کشور میکردم! منم که آشر دیدم بهش گفتم: سلام آشر من عاشق آهنگاتم میخوای یکیشونو برات بخونم؟؟ آشر گفت: نه رفیق کوچولو بیا تو بیرون سرده! ( هاهاها! ضایه شدهه (
Hey Usher,your songs, do you want me to sing you one?' He was like, No little buddy, just come inside, it's cold out
الان هم جاستین و آشر باهم دوستنو جاستین میگه من همیشه اذیتش میکنم میگم یادته روز اول چطوری منو ضایه کردی!
اویان آهنگش One time بوده بعدشم First dance بعشدم down to earth و bigger

جاستین میگه من میخوام به همه بگم که شما میتونی هررر کاریو بکنین اگه ذهنتون بزارید براش ( توهمو تصور باورو میگه ما اصلا خانواده ی پولداری نبودیم و من خیلی معمولی بزرگ شدم . من چیزهایی رو که بقیه ی بچه ها داشتنو نداشتم ( آخی دلم سوخت) و فکر کنم باعث شده که الان انسان قوی تری باشم! و میخوام برم کالج و شخص بهتری بشم!
I'm looking forward to influencing others in a positive way," says Justin. "My message is you can do anything if you just put your mind to it. I grew up below the poverty line; I didn't have as much as other people did. I think it made me stronger as a person it built my character. Now I have a 4.0 grade point average and I want to go to college and just become a better person."

"I think older people can appreciate my music because I really show my heart when I sing, and it's not corny," he says. "I think I can grow as an artist and my fans will grow with me
بغل
از بیانسه و ریحانا خیلی خوشش میاد! مخصوصا بیانسه! که میگه خیلی هاته و آرزوی خوندن یه آهنگ و نفری رو باهاش داره

زندگینامه جنیفر لوپز

جنيفر لوپز

جنيفر لوپز

   جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولای  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های  ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.

   در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.

   اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.

  اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.

  او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷  به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای  از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه" GOLDEN GLOBE"  را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.

  بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج  کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر  در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.

  کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹  با آلبومی به زبان  لاتين شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد  اما او جايزه را ازدست داد.

  در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.

  در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران  فيلم کمدی ـ رومانتيک  "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.

  در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN"  بازي کرد و در سال ۲۰۰۳  نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI"  هم بازی شد. او همچنين در فيلم  "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را  بازی كرد.

 

  قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.

  او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  "رابرت فورد" برعهده دارد.

  جنيفر در سال  ۱۹۹۷  به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN  PUFFY  COMBS) رابطه داشت. در دسامبر   ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.

  اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر  همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.

  در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمی  به زندگييش تداوم ببخشد.

بیوگرافی علی صادقی

علی صادقی (زاده ۱۴ آذر ۱۳۵۹ تهران ) بازیگر طنز سینما و تلویزیون ایران است. پدرش تراشکار و مادرش خانه‌دار است یک خواهر کوچک‌تر و یک برادر بزرگ‌تر از خودش دارد. وی به گفتهٔ خودش به طور اتفاقی و با مجموعه آفتاب عالم تاب ساخته امیر سماواتی و مازیار حبیبی‌نیا وارد عرصهٔ سینما شد.

وی زمانی که به مدرسه می‌رفت با انتخاب آقای سماواتی علاقه‌مند به بازیگری شد. صادقی بازی راحتی دارد و حتی گاهی اوقات بدون دیالوگ و تنها با یک نگاه تاثیر خوبی بر بیننده می‌گذارد و با حرکات و دیالوگ‌های بداهه‌ای که استفاده می‌کند و قرار گرفتنش در موقعیت‌های مختلف سبب خنده مخاطب می‌شود. وی که فوق دیپلم کامپیوتر است در دو سریال مهم «رضا عطاران» با نام‌های «متهم گریخت» و «خانه به دوش» حضور داشته‌است. صادقی در کارنامه هنری خود، فیلم‌هایی چون «روایت سه‌گانه (اپیزود دوم)»، «پیک نیک در میدان جنگ»، «هوو»، «چپ دست»، «اگه می‌تونی منو بگیر»، «تیغ زن»، سریال‌های «قرارگاه مسکونی»، «کوچه اقاقیا»، «خانه به دوش»، «پشت کنکوری‌ها»، «دردسر والدین»، «بهترین تابستان من»، «زندگی به شرط خنده»، «سه در چهار» و ... را به ثبت رسانده است

فیلم شناسی:

سینما:
سال     نام فیلم     کارگردان
۱۳۹۱     همه چی آرومه     مصطفی منصوریار
۱۳۹۰     سیاره‌ای به نام بگبو     هاتف علیمردانی
۱۳۸۹     ورود زنده‌ها ممنوع     جواد مزدآبادی
۱۳۸۹     پیتزا مخلوط     حسین قاسمی جامی
۱۳۸۹     ورود آقایان ممنوع     رامبد جوان
۱۳۸۸     بعد از ظهر سگی     مصطفی کیایی
۱۳۸۸     سه درجه تب     حمیدرضا صلاحمند
۱۳۸۸     زمهریر     علی روئین‌تن
۱۳۸۸     ازدواج در وقت اضافه     سعید سهیلی
۱۳۸۸     شیر و عسل     آرش معیریان
۱۳۸۷     زندگی شیرین     قدرت‌الله صلح‌میرزایی
۱۳۸۷     کیش و مات     جمشید حیدری
۱۳۸۷     حرکت اول     فرهاد نجفی
۱۳۸۶     تیغ‌زن     علیرضا داوودنژاد
۱۳۸۵     اگه می‌تونی منو بگیر     شاهد احمدلو
۱۳۸۴     چپ دست     آرش معیریان
۱۳۸۴     هوو     علیرضا داوودنژاد
۱۳۸۳     پیک نیک در میدان جنگ     رحیم حسینی
۱۳۸۳     آقا     امید بهکار
۱۳۸۲     روایت سه‌گانه (اپیزود دوم، شوخی‌های خدا)     عبدالحسن برزیده


 فیلم ویدیویی-تلویزیونی:
سال     نام فیلم     کارگردان
۱۳۹۱     ماهی دم قرمز     مهیار عبدالمالکی
۱۳۹۰     کبری ۰۰۱۲     مهدی مظلومی
۱۳۹۰     نردبان چوبی     فرشاد ارج
۱۳۹۰     آدم آهنی     رحیم بهبودی فر
۱۳۹۰     پسر آسمانی     رضا قهرمانی
۱۳۸۹     تایماز موتوری     فرشاد ارج
۱۳۸۹     سیا زنگی     ابراهیم ابراهیمیان
۱۳۸۹     عاشقی با اعمال شاقه     حسام حمیدی
۱۳۸۹     آخرین مجرد     محمدرضا فاضلی
۱۳۸۹     حاجی پاپا     علیرضا اتفاقیان
۱۳۸۸     ول کن دستمو     مجتبی چراغعلی
۱۳۸۸     سفر به بی نهایت     صادق کرمیار
۱۳۸۸     میش     مجید صالحی
۱۳۸۷     پاپوش     اسماعیل فلاح‌پور
۱۳۸۷     قاتلین پیرمرد     داریوش ربیع
۱۳۸۶     فرزند افیون     مجید جوانمرد

 مجموعه های تلویزیونی:
سال     نام فیلم     کارگردان
۱۳۹۱           رضا عطاران
۱۳۹۱     توقیف     احمد ذاکری
۱۳۹۰     نقطه سر خط     سعید آقاخانی
۱۳۸۹     موج و صخره     مجید صالحی
۱۳۸۹     خوش نشین ها     سعید آقاخانی
۱۳۸۸     زن بابا     سعید آقاخانی
۱۳۸۷     عید امسال     سعید آقاخانی
۱۳۸۷     بزنگاه     رضا عطاران
۱۳۸۷     سه در چهار     مجید صالحی
۱۳۸۶     قرارگاه مسکونی     جواد رضویان
۱۳۸۶     زندگی به شرط خنده     مهدی مظلومی
۱۳۸۴     متهم گریخت     رضا عطاران
۱۳۸۳     خانه به دوش     رضا عطاران
۱۳۸۲     کوچه اقاقیا     رضا عطاران
۱۳۸۱     پشت کنکوری‌ها     پریسا بخت آور
۱۳۸۰     دردسر والدین     مسعود نوابی
۱۳۷۴     آفتاب عالم تاب     امیر سماواتی

بیوگرافی جواد رضویان

نام : سید جواد
نام خانوادگی : رضویان
تاریخ تولد : 6/5/1353
مدرک تحصیلی : لیسانس نقاشی

جواد رضویان از سال ۷۳ در عرصه بازیگری مشغول به کار شده است. ولی با مجموعه طنز پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به موفقیت رسید و در جایزه بزرگ این موفقیت را تکرار کرد.
جواد رضویان یکی دو تجربه کارگردانی هم داشته که البته نتوانست در این زمینه موفقیتهایی که در عرصه بازیگری بدست آورده بود را تکرار کند. وی تاکنون در چند تله فیلم نیز بازی کرده و تا به حال چند آلبوم نیز بیرون داده است که آخری آن کاری با نام لحاف دوزی است.

زندگی خصوصی (خواهشا با خلوص نیت پاک متن زیر را بخوانید) :
مرد خوش خنده ی مجموعه های طنز سید جواد رضویان بچه سلسبیل است و از طرف مادری یزدی است و از طرق پدری قمی و اصالتا یزدی است.
فارغ التحصیل رشته ی نقاشی است و درسش خوب بوده اما در دوره ی راهنمایی یا باید از سردخانه ها بیرون می کشیدنش یا از زیر تابوت شهدا چون عاشق اعزام به جنگ بود.
در ثلث سوم امتحانات سال دوم راهنمایی هم شرکت نکرد تا یکضرب مردود شود. (دمش گرم)
رضویان هم اکنون بازیگر و کارگردان پر طرفداری است اما به بعضی از همکارانش آلرژی دارد – نسبت به سیامک انصاری و مهران مدیری و رضا عطاران آلرژی وحشتناکی دارد و نمی تواند بدون آنکه بخندد روبرویشان بازی کند !
دارای یک دختر و یک طوطی برزیلی می باشد و عاشق رنگ نارنجی است. به طور اتفاقی وارد این رشته شده و سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیژن بنفشه خواه همکلاس بوده و به کمک آنها وارد این رشته شده است.
سبک نقاشی اش الیستراسیون است سبک تصویر سازی کودک (به نظر سبکه با کلاسی میاد – اسمش که قشنگه)

=============================================

نام اصلی : جواد
 نام اصلی خانوادگی : رضویان
 تاریخ تولد : ۶/۵/١٣۵٣
 مدرک تحصیلی : لیسانس نقاشی
 ..................................................
 جواد رضویان یکی از بازیگران معروف و مشهور متولد ۱۳۵۴ است . از سال 73 در عرصه بازیگری مشغول به کار شده .در مجموعه های متعددی از جمله سیب خنده ،دلبندم و باغچه مینو... شرکت کرد با مجموعه سیب خنده به تلویزیون آمد. ولی با مجموعه طنز پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به موفقیت رسید و در جایزه بزرگ این موفقیت را تکرار کرد . یکی دو تجربه کارگردانی هم داشته که البته نتوانست در این زمینه موفقیتهایی که در عرصه بازیگری بدست آورده بود را تکرار کند. وی تاکنون در چند تله فیلم نیز بازی کرده و تا به حال چند آلبوم نیز بیرون داده است که آخری آن کاری با نام لحاف دوزی است .
 
 زندگی شخصی
 مرد خوش خنده ی مجموعه های طنز سید جواد رضویان بچه سلسبیل است و در تاریخ 6 مرداد 1353 به دنیا آمده .از طرف مادری یزدی است و از طرق پدری قمی و اصالتا یزدی است ...فارغ التحصیل رشته ی نقاشی است و درسش خوب بوده اما در دوره ی راهنمایی یا باید از سردخانه ها بیرون می کشیدیدش یا از زیر تابوت شهدا چون عاشق اعزام به جنگ بود . در ثلث سوم امتحانات سال دوم راهنمایی هم شرکت نکرد تا یکضرب مردود شود . برای اعزام به جبهه به آموزش نظامی رفت اما قطعنامه ی 598 پذیرفته شد و ... رضویان هم اکنون بازیگر و کارگردان پر طرفداری است اما به بعضی از همکارانش آلرزی دارد ... نسبت به سیامک انصاری و مهران مدیری و رضا عطاران آلرزی دارد و نمی تواند بدون آنکه بخندد روبرویشان بازی کند ! دارای یک دختر و یک طوطی برزیلی می باشد و عاشق رنگ نارنجی است . به طور اتفاقی وارد این رشته شده و سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیزن بنفشه خواه همکلاس بوده و به کمک آنها وارد این رشته شده . سبک نقاشی اش الیستراسیون است سبک تصویر سازی کودک .

 

 

بیوگرافی مهران مدیری

مهران مدیری در سال 1340 در تهران متولد شد.

وی در خانواده‌ای هنردوست به دنیا آمد و فعالیت‌های هنری خود را از نخستین سال‌های نوجوانی شروع کرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه، در چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر شرکت کرد.

مدیری تا سال 1372 با نمایش‌های زیادی چون: شوخی، تلگراف، آرسنال، پانسیون، سیمرغ، هملت، کیسه بوکس و... روی صحنه رفت. همچنین در این دوران به عنوان بازیگر در نمایش‌های رادیویی قصه‌های شب نیز حضور داشت.

مدیری در سال‌های آغازین دهه 70، نخستین تجربه حضور خود را در برنامه‌های مذهبی تلویزیون تجربه کرد تا آنکه وارد وادی طنز نمایشی در تلویزیون شد. در مجموعه‌های تلویزیونی نوروز72- بازیگرـ و پرواز 57 - بازیگر و کارگردان- در بهار و زمستان 1372، به عنوان یک بازیگر کمدی معرفی شد.

بیوگرافی مهران مدیری

در سال 81، او به همراه پیمان قاسم خانی؛ نویسنده، قومی را خلق کردند به نام «برره». آنها با طرح معضلات فرهنگی ساکنان روستای خیالی برره، رذایل اخلاقی اجتماع و سنت‌های غلط مردم آن را به نقد کشیدند.

مهران مدیری در کنار علاقمندی‌هایش به هنر نمایش و کارگردانی به عالم موسیقی نیز عشق خاصی دارد. او با انتشار نخستین آلبوم موسیقی‌اش در سال 79، در مقام خواننده با انتخاب ملودی‌ها و تصنیف‌ها ثابت کرد که موسیقی را خوب می‌شناسد.

برخی از آثار هنری مهران مدیری:

  • دیگه چه خبر، 1372
  • دیدار، 1372
  • توکیو بدون توقف، 1381
  • قهوه تلخ
  • برره
  • همیشه پای یک زن در میان است، 1386
  • دایره زنگی، 1386

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

 

بیوگرافی مهران مدیری:

• متولد دی ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكی هستند اما او در تهران به دنیا آمد.

• پدرش كارمند وزارت نیرو است و مهران آخرین فرزند یك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ تر از خود دارد.

• بزرگ ترین برادرش از پیانیست های قابل است و برادر دومش نقاش و گرافیست. در خانواده مدیری هنر اهمیت فراوانی دارد.

• از پنج سالگی با موسیقی آشنا شد و از 12 سالگی تنها به موسیقی كلاسیك گوش می داد. او یكی از كامل ترین آرشیوهای موسیقی كلاسیك را دارد.

• در كودكی زیاد شر و شور نبود اما بسیار كنجكاو بود، به طوری كه در غیاب برادرش به اتاق او می رفت و تمام كتاب های نقاشی اش را زیر و رو می كرد.

• برادر نقاشش (حمید) در سوئد زندگی می كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثیر فراوانی از او بگیرد.

• اولین تئاتر زندگیش را در دبستان بازی كرد. او در این تئاتر نقش لوطی را به خوبی ایفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.

• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوری كه آشنایی با كارهای «سالواتور دالی» تاثیر زیادی بر روی او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.

• در شانزده سالگی جذب تئاتر شد و اولین كار حرفه ای اش را تمرین كرد اما این كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بیشتر با تئاتر آشنا شود.

• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضای خانواده اش بهترین كارشناسان و منتقدان كارهایش هستند.

• با مدرك دیپلم علوم انسانی سال 1361 به رادیو رفت و در این رسانه ملی به فعالیت پرداخت.

• مدت شش، هفت سال گوینده و بازیگر یكی از مجموعه های پرطرفدار رادیو به نام «داستان شب» بود.

• همزمان با كار رادیو از فعالیت های تئاتر غافل نمی شد و چند نمایش را به روی صحنه داشت، كار گویندگی باعث كامل شدن صدای او شد.

• سال 1366 اولین تئاتر طنزش را بازی كرد. این تئاتر كه «پانسیون» نام داشت در تئاتر مولوی روی صحنه رفت.

• در اواخر 1371 در نمایشی در نیاوران، نصرا... رادش، سلیمانی فرد و صیادی را كشف كرد كه بعدها در بسیاری از كارها با او همكاری داشتند.

• گروه مدیری به سرعت به شهرت رسید. در سال 1372 با داریوش كاردان اولین برنامه نوروزی خود را ساخت.

• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراوانی از سوی مردم روبه رو شد.

• ساعت خوش یكی از بهترین و پربیننده ترین برنامه های طنز تلویزیونی شد اما به دلیل مشكلاتی كه به وجود آمد برنامه تعطیل شد.

• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشیه ها مدیری هرگز اسیر حواشی مطبوعات و شایعه های فراوان نشد و كارش را ادامه داد.

• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشید و بسیار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.

• فیلم دیدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازی مهران مدیری ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.

• اوایل دهه 70 از رادیو به تلویزیون رفت و در تلویزیون اولین كارهای او «نشانه های نور» و «باغ گیلاس» بودند.

• مردم كه تا آن زمان با صدای او آشنا بودند در باغ گیلاس با چهره اش نیز آشنا شدند. او در این سریال تا حدودی به شهرت رسید.

• در سال 1371 وارد سینمای حرفه ای شد. در «دیگه چه خبر» دستیار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگردانی تهمینه میلانی.

• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادویی برگشت اولین تصویرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهایش كاملا سفید شده بود.

• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ایران را پای تلویزیون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوری های پایان ناپذیرش است.

• علت موفقیت او ارائه شیوه جدید مجری گری و بازیگری و حضور توامان نقش و واقعیت است، با یك دوربین غوغا كرد و به شیوه تئاتری كار را بدون قطع می گرفت.

• اولین كسی است كه طرح برنامه های نود قسمتی و روتین را اجرا كرد. او اعتقاد دارد باید با مردم صادق و روراست بود.

• هنوز هم خیلی ها از سوژه ها و ایده های او كپی برداری می كنند. مدیری در موسیقی و خوانندگی هم دستی بر آتش دارد. حتی كنسرت هم اجرا كرده و تیتراژ شب های برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.

• او اولین برنامه سازی است كه پشت صحنه كارهایش را به مردم نشان داد.

• صداقت را بزرگ ترین صفت آدمی می داند. او معتقد است چرا مردم نباید حقایق، اشتباهات و تپق های ما را ببینند.

• متاهل است و صاحب یك پسر و یك دختر است.

• در كارش بسیار جدی است و برای كارش زمان می گذارد به طوری كه در طول یك كار كمتر می تواند به خانواده اش سر بزند و آنها را ببینند.

• سال 1378 اولین كاست دكلمه او به بازار موسیقی آمد.

• «از روی سادگی» اولین آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه رو شد.

• آشنایی با حمید و مجید آقاگلیان زندگی حرفه ای او را عوض كرد و با پاورچین به خلق شاهكاری بدون تكرار رسید.

• با جایزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مدیریت هر كاری را دارد.

• تنها بازیگر و سازنده تاریخ نمایش ایران است كه صرف نامش در اثری، مردم را پای تلویزیون میخكوب می كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقیت خواهد شد.

 

 

بيوگرافي فرزاد فرزين از زبان خودش

سلام واستون بیوگرافی کامل فرزاد رو گذاشتم هیچ جا نمیتونید به این کاملی ژیدا کنید

0-تولد سومين روز از چهارمين ماه سال شصت 1- بچه خبابان ستارخان تهران 2- ساكن سعادت آباد 3- دانشجوي سال آخر رشته مديريت صنعتي 4- داراي یک خواهر 5- مجرد 6- تك پسر 7-  به موقع جدي است و به موقع شوخ 8- معمولاً زياد حرف نمي زند9- شلوغ كاري را هم زياد دوست ندارد 10- طبق گفته خودش بعضي وقتها عصبي هم مي شود 11- بچه دوم خانواده 12- پدرش مشاور وزير راه و ترابري است و هم اينك بازنشسته است 13- مادرش هم رئيس ثبت احوال منطقه يك بوده و الان بازنشسته است 14- خوانواده اش با خوانندگي او موافق نبودند15- زياد اهل درس خواندن نيست 16- آخرين معدل او 80/14 بوده است 17- اهل تقلب كردن نبود 18- يكي از بلند قامت ترين بچه هاي مدرسه بود19- در رشته رياضي فيزيك تحصيل كرده است 20-كار اصلي او تنظيم و آهنگسازي ترانه ها در استوديو است و بعد خوانندگي 21- همسر ايده ال خود را اول در درك متقابل مي پسندد22- رمانتيك و عاطفي 23- بيشتر از همه به خانواده و دوستان علاقه مند است 24- در هجده سالگي يك بار عاشق شد 25- حرفه اش را به صورت رسمي از سال 1378آغاز كرد 26- معتقد است كه براي ازدواج كردن خيلي زود است 27- از سال 1382 با مجيد حاجي زاده و مريم حيدرزاده همكاري اش را آغاز كرده است 28- خودش كيبورد مي زند 29- از ساز گيتار خوشش مي آيد 30- در بين هنرمندان با مهدي مقدم ، حميد اصغري ، بهزاد ابطحي و افشين سياهپوش دوست صميمي است 31-  بهترين فيلم را سگ كشي مي داند 32- پنجاه درصد موفقيت آلبومش را مديون ترانه شراره مي داند 33- از بين بازيگران بازي حسام نواب صفوي را دوست دارد 34- طرفدار سر سخت پرسپوليس 35- رفيق كريم باقري است 36- از تار نوازي مهرافروز خوشش مي آيد 37- با چند خواننده در امر آهنگسازي همكاري دارد 38- در فيلم دنياي محبوب ساخته ارسلان ميرحسيني ايفاي نقش كرده است 39-در اين فيلم با مجيد حاجي زاده و عبدالعلي همايون همبازي است 40- ابتدا اسم آلبومش شهر من بود كه به شراره تغيير نام پيدا كرد 41- شبكه مهاجر را در موفقيتش موثر مي داند 42- هيچ وقت اين موفقيت را با كانال مهاجر فراموش نمي كند  43- در كيش سه شب با مجتبي كبيري كنسرت داشت 44- كنسرت كيش اولين كنسرت رسمي اش بوده 45- به همين دليل ميزان دستمزد برايش مهم نبود 46- معتقد است دوستي پسرها ناگسستني است 47- تكواندوكار است و بدنسازي را هم دوست دارد 48- شكمو 49- همه نوع غذايي دوست دارد 50- آشپزي اش هم خوب است 51- 80 كيلوگرم وزن دارد 52- از بي معرفتي و بددلي ناراحت مي شود 53- در همه حال در حال خواندن است 54- از مركز خريد ونك و ميلاد نور و تيراژه پونك خريد مي كند 55- سالي دو بار خريد مي رود البته به صورت اساسي 56- داراي 206 دودي رنگ 57- بهترين صدا از نظر او صداي درياست 58- بهترين غذا را كباب شيشليك مي داند 59- بهار را دوست دارد 60- عاشق روز پنج شنبه است 61- عدد هفت را خوش يمن مي داند 62- محبوب ترين رنگ او قرمز است 63- بهترين دوست مادرش است 64- معتقد است ترافيك و شلوغي حوصله را از آدم مي گيرد 65- با رضا صادقي رفت و آمد خانوادگي دارد 66- دوست دارد براي مسافرت به شمال برود 67- از پولدار شدن بدش نمي آيد 68- عاشق هديه دادن است 69- مشغله ذهني اش موسيقي است 70- در مواقع حساس كنار آدم بودن را بهترين دوست مي داند 71- پيانو را دوست دارد 72- دوست دارد بي ام و داشته باشد 73- در ميان حيوانات به سگ علاقه دارد 74- بهترين ميوه از نظر او آناناس است 75- عاشق لواشك است 76- از رضا صادقي دعوت كرد در كليپ هموطن بخواند 77- از شهرهاي ايران لاهيجان را دوست دارد 78- بهترين محله سعادت آباد 79- بهتريت خيابان دماوند 80- از ميان بازيگران دوستدار پرويز پرستويي است 81- صداي استاد شجريان را مي پسندد 82- از نظر او بهترين گل ، گل رز است 83- از سريال شب هاي برره به عنوان بهترين سريال ياد مي كند 84- علاقه زيادي به حسين رضازاده دارد 85- مونس و همدم پدرو مادرش است 86- بهترين دعا از نظر او سلامتي است87- در كهريزك براي سالمندان كنسرت و برنامه داشته 88- از پرندگان كاسكو را دوست دارد 89- بهترين فرد در زندگي اش مادرش است 90- معتقد است خوانندگي بهتر از آشپزي است 91- دوست ندارد فرزند زيادي داشته باشد 92- بازوبندش جنجالي ده 93- دوست دارد هنگامي كه پير شد رستوران باز كند 94- در رودربايستي گير كرد و براي جام جهاني ترانه خواند 95- اشعار ترانه هاي آلبوم شراره اغلب از خودش بود 96- مجيد قاري زاده او را از ميان هفت خواننده پاپ براي بازي در فيلم پسران آجري انتخاب كرد 97- چند قطعه از آلبوم جديدش لو رفت 98- خيلي زود با پوريا پورسرخ صميمي شد 99- اخيرا تصميم گرفته كمتر در شبكه هاي ماهواره اي ديده شود .

 

بيوگرافي اندي

در كنار اندی عليرضا امير قاسمی هم برای او ويدئو های زيبا می ساخت بعد از اين آلبوم اندی آلبوم تنهايی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيمای نازنين ويدئو از كوجی زادوری و امير قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را ياری ميدهند.آهنگ زيبای تنهايی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.

 

در آلبوم تنهايی اندی يك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ايران بوده و اندی امريكا مادرش دچارعارضه مغزی ميشود و اندی در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسدو آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهای اندی را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندی هفته ای 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است. بعداز آلبوم تنهايی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيمای نازنين و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندی يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.

 

و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمد روی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندي مجبور شد درسالن زيبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.

وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندی را تبريك گفتند.كوجی و امير قاسمی ويدئو های اين آلبوم را تهيه كردند.

 

بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسيد.جاده ابريشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به اين آلبوم حرفهای زيادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترين شرايط روحی او اجرا شد.

 

آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگليسی اين آلبوم را شينی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی يك آهنگ ارمنی هم در اين آلبوم دارد.اندی در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.

اندی برای سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگليسی موسيقی ايران را به امريكاييها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبديل به يك خواننده بين المللی شد.

آلبوم آخر اندی خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندی قرارگرفت.

اندی در اين آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كردكه  احتياجی به توضيح نیست.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندی به نام برو.

او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگری با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظير مردم روبه رو شد.

اندي هميشه براي جوانها نصيحتی داشته:دوری از موادمخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وفاداری و دوست داشتن همدیگر.

 

ازدواج اندی

ساعت یازده و یازده دقیقه ی روز یازدهم ماه یازدهم سال دوهزار و یازده، اندی ستاره ی ایرانی-ارمنی و دوست دختر آمریکایی اش شینی بعد از هفده سال آشنایی، عقد ازدواج بستند. جشن عروسی اندی و شینی که برای سه شب پیاپی برنامه ریزی شده بود پس از مراسم عقد اداری آغاز شد.

 در جشن شب دوم، شنبه بیست و یکم آبان، اندی و شینی پیوندشان را با حضور نزدیک ۵۰۰ مهمان در تالاری در هالیوود کالیفرنیا جشن گرفتند. مهمانان این شب از خوانندگان و هنرمندان و اصحاب رسانهها و چهرههای آشنای جامعهی ایرانیان آمریکا بودند. پیش از جشن، اندی و شینی برای مراسم عقد مسیحی در کلیسای ارمنی یوحنای قدیس حاضر شدند.

 

 

 

استاد نصرالله معین متولد سال ؟ 1330 در شهرستان نجف اباد اصفهان .
 وی در خانواده ای 13 نفره همراه با 4برادر و7 خواهر بزرگ شد . خانواده ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند .

 معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به اواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود . معین در سن 18 سالگی نزد بزرگترین اساتید اواز ان زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیریه گوشه ها و دستگاه های اواز ایرانی پرداخت .

بعد ها معین از سال 1352 تا1357 در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد . دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد .

 وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در ان موقع در تهران مشغول بودند کار کند . همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال 1359 با عنوان یکی را دوست میدارم روانه دنیای موسیقی کند .
 اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه ای از مسعود امینی و اهنگی از معین ان چنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند خوانده شد .

 هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند .معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سال ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک تبدیل به اوازه خوانی نامی تبدیل شده بود .

معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی های خویش در ایران مانده بود ، اما دیگر چاره ای جز ترک وطن نداشت . معین به سال ؟1360ایران را با هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد .

 شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه حیرت سروده اردلان سرفراز است که در همان سال های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد . که دران اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور می گوید ( این ترانه بعد ها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد).

 معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر انجا به اجرای برنامه در کلوپ ها پرداخت . پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود .

مرحله ای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد .

 معین در سال ؟1362 اولین البوم مستقل خود را با نام می پرستم از شرکت ترانه راهی بازار کرد . می پرستم با ترانه زیبایی از معین و اهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر اهنگ های البوم تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد .
 معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفه ای را داده بودند و البوم گل های غربت با صدای این دو توانست پرفروش ترین البوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت ، که این مسئله ضربه ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد .

 معین یک بار دیگر توانست با البوم پریچه در سال 1364 با اهنگ هایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین البوم سال را منتشر کند . پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه ای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود .

 سال 1368 ازدواج معین با خانمی ایرانی در امریکا در سن 38 سالگی . وی در همان سال البوم زیبای صبحت بخیرعزیزم را روانه بازار کرد . دوسال بعد یعنی در سال 1370 اولین فرزند معین متولد شد ، وشاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال اهنگ سکه به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد ، و پس از ان البوم تولد عشق را راهی دنیای موسیقی کرد .

بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر(( میلاد)) است . ترانه ای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار اهنگی پر شکوه از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند .

معین در سال 1374 از همسر خود جدا شد ، و تا مدتی در تنهایی به سر برد . وی در سال 1378 مجددا ازدواج میکند ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود .

 انتشار البوم پرواز در سال 1379 پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در اسمان هنر ایرانی .1381 انتشار البوم لحظه ها ، البومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظه ها با اهنگی خاص و کاملا حرفه ای از حسن شماعی زاده و اوای بی نظیر معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد .

 بی شک در ان زمان کسی نمی دانست برای شنیدن البوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال 1382 طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت .

 وی در همین سال ها یکی از برادان خویش ( فتح الله ) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند . در اواخر سال 1383 معین شرایط روحی خود را بدست اورد و برای انتشار البوم بعدی خود اماده شد .
 در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه البوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار ان مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان 3 کار از البوم خود را به نام های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد . پاییز سال1386 انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و.....
 
البومی بی نظیر با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم عالمی ، بابک رادمنش و.....


استاد معین از جمله خوانندگانی است که کنسرت های فراوانی را در طول سال برگزار میکند ، کنسرت های معین در مجلل ترین و با شکوه ترین سالن های کنسرت برپا میشود .
 توانایی ایشان در اجرای کنسرت منحصر به فرد است اشنایی معین به دستگاهها و گوشه های اواز ایرانی سبب شده تا معین در اجرای برنامه هایش متفاوت با دیگر خوانندگان باشد و ساعت ها به اجرای برنامه اش بپردازد . نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد تنوع کاری معین است ، که این مسئله اورا یک بار دیگر به خواننده ای استثنایی تبدیل کرده . اجرای اهنگ در دستگاه های اصیل ایرانی ،و همچنین اجرا در موسیقی پاپ باعث شده تا وی را پرچم دار سبک پاپ سنتی بدانند .

تنوع کاری معین علاوه بر نوع اهنگ ها به ترانه سرایان و اهنگ سازان نیز مربوط میشود . به طوری که در اثار معین هیچ گاه در البوم ها تکرار احساس نمی شود . معین همچنین یک اهنگساز توانمند نیز هست .

 ساخت اثار ماندگاری همچون یکی را دوست میدارم ، کعبه و...خود نشان دهنده این امر است . وی همچنین ازسال ها پیش یعنی در ایران به نواختن عود (بربط) مشغول بوده است و اکنون چیزی در حدود 40 سال است که این ساز اصیل ایرانی را می نوازد .

 امروزه دیگر معین تنها یک خواننده با طرفداران میلیونی نیست . معین بخشی از موسیقی ایرانی محسوب می شود و بی شک این موسیقی خصوصا در این سال های غربت مدیون معین است . وی همواره به مردم و هنر متعهد بوده است .

 صدای اسمانی معین به همراه ترانه ها و اهنگ های که در این سال ها منتشر کرده سبب شده تا به وی جاودان صدای عشق گویند .

 با ارزوی اینکه یک بار دیگر صدای معین ،جاودان صدای عشق ، در ایران همیشه جاوید، طنین انداز شود .

بیوگرافی یاس

یاسر بختیاری که با نام هنری «یاس» (متولد ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ در تهران) خواننده رپ پارسی است.

و از چهره های موفق موسیقی رپ پارسی به شمار می رود. مضمون بیشتر ترانه های یاس انتقاد و اعتراض به مشکلات و بحران های اجتماعی نظیر فقر، اعتیاد،بی

کاری، جنگ، روسپی گری، خودکشی، طلاق و غیره است. یاس نخستین خوانندهٔ رپ پارسی است که ایران برای پخش موسیقی خود مجوز گرفت. اولین ترانهٔ وی

که به طور قانونی در ایران منتشر شد یادت نره نام داشت که را به همراه مجید غفوری، خوانندهپاپ اجرا کرده بود.


یاس کنسرت هایی در شهرهای مختلف آمریکا برگزار نموده است و تجربهٔ شرکت در نشستی موسیقیایی در راستای معرفی و توسعه رپ پارسی در دانشگاه

میشیگان را نیز داشته است.

یاس زمانی که ۱۶ ساله بود ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش ازآلمان برگشت و برای او آخرین

سی دی توپاک را آورد. یاس که از ۱۸ سالگی به دنبال مرگ پدرش مجبور به پذیرش مسئولیت خانواده خود شد، با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود با

مشکلات اقتصادی مواجه شد، در نتیجه تحصیلات دانشگاهی را ترک و شروع به کار کرد. در همین دوره یاس شروع به نوشتن شعرهایی کرد که بعداً به موسیقی

تبدیل کرد. پس از زلزله بم در ایران، یاس ترانه ای تحت عنوان «بَم» را خواند و منتشر کرد که آغاز حرفه خوانندگی او محسوب می شود.به دنبال رسوایی انتشار

فیلم های جنسی ایرانی
 در سال ۱۳۸۵، یاس ترانه «سی دی را بشکن» را به همراه آمین منتشر نمود که درباره یک هنرپیشهٔ زن ایرانی بود که قربانی انتشار

فیلمی خصوصی شده بود. در آوازهای یاس، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن این فیلم دخیل بودند و یاس از آنها می خواست که این کار شرم آور را

متوقف کنند. این ترانه به گوش میلیونها ایرانی رسید.

یاس کنسرت هایی در شهرهای مختلف آمریکا همانند لس آنجلس، واشینگتن، لاس وگاس، نیویورک، دیترویت و شیکاگو برگزار نموده است و همچنین به عنوان

نماینده ای از موسیقی رپ پارسی تجربه اجرا و شرکت در نشست های موسیقیایی در راستای معرفی و توسعه رپ پارسی در بسیاری از دانشگاه های بزرگ

آمریکا از جمله دانشگاه میشیگان و دانشگاه نیویورک را داشته است. همچنین از یاس جهت شرکت در کنفرانسی تحت عنوان «جامعه آسیا» دعوت شد و وی چند

ترانه را در این کنفرانس که در منهتن در جریان بود، اجرا نمود. او همچنین اجراهایی در دبی و لندن داشته است.

یاس همچنین در اردیبهشت ۱۳۸۷ از سخنرانان و میهمانان بخش ویژه همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان در دانشگاه شیراز بود. در این همایش مباحثی

پیرامون رپ و آسیب های رپ جهانی مطرح شد، و یاس در سخنانی گفت «روایت وی از رپ پارسی نه تنها یکی از آسیب های اجتماعی نیست بلکه با کمی دقت و

بلند نظری می تواند به عنوان یه سبک از موسیقی در ایران بسیار مفید باشد.

 

 

بیوگرافی محسن یگانه از زبان خودش

بیوگرافی محسن یگانه از زبان خودش
متولد 23 اردیبهشت 1364 در گنبد کاووس هستم . از اول در دوران بچگی تو فعالیتهای فرهنگی و هنری زود موفق می شدم تا اوایل دوران دبیرستان آدم موفقی بودم همه چی خوب بود تا شروع دبیرستان !
به خاطر ماموریت های مادرم چون استاد دانشگاه بود مجبور به سفر اراک شدم افت شدید درسی داشتم ! بعد از اراک به شهر خودم برگشتم بعد از یک سال به تهران آمدم و حدود 10 ماه بم و یک سال ساری بعد در تهران دانشگاه قبول شدم و در تهران ماندگار شدم . بعد از فیلم پرپرواز در دوران دبیرستان تازه تفاوت بین سازها رو فهمیدم من افتخار میکنم که خیلی دیر شروع کردم ولی موفق شدم و از کارای حرفه ای موزیک برمیام ! از اون موقع یک گیتار خریدم و شروع کردم به تمرین به صورت تجربی , بله تجربی ! چون خانواده ام زیاد علاقه ای نداشتند که موزیکو به درسم ترجیح بدم چون مجبور بودم افت تحصیلیو جبران کنم , سخت گیر شدم و وارد دانشگاه تهران در رشته مهندسی صنایع شدم , از همان لحظه ای که وارد دانشگاه شدم شروع به فعالیتهای جدی در موسیقی نمودم و سریع کارامو ضبط کردم و اکثر کارای من از لحاظ حرفه ای ضعیف ولی از لحاظ احساسی قوی بودن ! ( اردیبهشتی بودنم باید یه جا به درد بخوره دیگه )

توی چند سالی که دارم کار میکنم بالای 300 اجرا داشتم که اگه بخوام توضیح بدم باید یه سایت برای این کار راه اندازی کنم , فقط چیزای مهم و میگم , اولین باری که روی صحنه رفتم به هیچ عنوان از استرس خبری نبود شاید بعضی جاها به خاطر جو خوبی که تو سالن بوده یه مقدار برای ابراز احساسات هول می شدم !
از همان اجرای اول با سالن پر از جمعیت روبه رو شدم و برای اجرای من آمده بودن و این مهمترین عامل توی اجرای من بوده و هستو خواهد بود , همیشه هر چقدر حاضرین توی سالن آدمای صمیمی و خونگرم باشن منم همونقدر سر حال قطعاتمو اجرا میکنم , همیشه وقتی خستگی راهی که منو به اینجا رسونده فکر می کنم سالن پر کنسرتام میاد جلوی ذهنم و دیگه بهونه ای برای خستگی نیست !
هنوز حرف برای گفتن دارم اما به همین بسنده میکنم !
هر چی که هستم از لطف خدا دارم و عشقی که هوادارم بهم دارن همونطوری که تا اینجای راه کم نیاوردم , ایشالا با داشتن خدا به این بزرگی و طرفدارای عزیز و همسرم , ایشالا یادم نره کی بودم و کی هستم !
تا وقتی که قرار باشه بخونم , ملودی بسازم ترانه بنویسم به عشق شما تو کوچترین مسائلم کم نمیزارم .
به امید روزی که بتونم اونجوری که مردم دوست دارن کنسرت اجرا کنم .

بیوگرافی محسن چاووشی

تاريخ تولد : 8 مرداد ماه سال 1358
- محل تولد : خرمشهر
- محل تولد پدر : کرمانشاه
- شغل پدر : بازنشسته دولت
- محل تولد مادر : کرمانشاه
- شغل مادر : خانه دار
- اهل محله : « سلسبيل » ( خوش ) تهران
- تعداد برادر : 3 برادر ( هوشنگ - فرهاد - مهرداد )
- تعداد خواهر : 2 خواهر
- بهترين درس از نظر او : عربي
- بدترين درس از نظر او : رياضي
- قهرمان دوران کودکي و جواني : « راکي » ( سيلوستر استالونه )
- مهم ترين خصوصيت اخلاقي : زود رنج
- اولين آهنگي که گوش کرد : يکي از کارهاي « جيپسي کينگز »
- اولين شعري که او گفت : « دوباره خزون اومد ، نم نم بارون مي زنه تو صورتم »
- اولين قطعه اي که خواند : يکي از کارهاي مرحوم « فرهاد بهراد »
-ساز تخصصي : کيبورد
- اولين کنسرتي که او رفت : سال 1384 در تهران
- ورزش مورد علاقه او : قبلا بوکس ولي الآن شنا !
- خواننده محبوب ايراني : « محسن نامجو »
- خواننده محبوب خارجي : « کريس دي برگ »
- بازيگران محبوب او : پرويز پرستويي - رضا کيانيان
- فيلم مورد علاقه او : « اشک سرما »
- اسطوره محبوب او : حضرت « اباالفضل العباس (ع) »
- محبوب ترين ترانه ها : متأسفم ( حسين صفا ) - رفيق من سنگ صبور ( امير ارجيني )
- ترانه سرا هاي محيوب : امير ارجيني - حسين صفا
- «آهنگساز محبوب : « چايوفسکي
- شاعر محبوب : « حسين منزوي »
- کارگردان سينمايي محبوب : « داريوش مهرجويي »
- تيم فوتبال مورد علاقه او : از فوتبال بدش مي آيد !!!
- اتومبيل محبوب او : وانت !!!
- پرطرفدار ترين آهنگ او از نظر خودش : « چشماي خيس من » ( کم گريه کن گلم )
- موفق ترين آلبوم او از نظر خودش : « متأسفم »( آخرين آلبوم او - شهريور 1385 )
- وضعيت تأهل : مجرد
- بهترين دوران زندگي او : دوران سربازي از سال 1382 تا 1383
- بدترين تصميم زندگي او : انصراف از دانشگاه !!!
- بد ترين آهنگي که شنيده است : « قاتل حرفه اي » !!! ( به خوانندگي حامد هاکان و خود او )
* يکي از عادات بد او ، کشيدن زياد سيگار است !!! *
** درسال 1385 هر چه تلاش کرد نتوانست مجوز بگيرد اما تنها کار قانوني او خواندن چند ترانه در فيلم « سنتوري » داريوش مهرجويي در جشنواره فيلم « فجر » بود.او به شدت به سال 1386 اميدوار است تا به جمع خوانندگان « مجاز » بپيوندد ! **
*** از نظر او ، سال 1385 به سختي گذشت !! ***

بیوگرافی ابی

ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.

او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد.اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش" از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد.
ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد. اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب" بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او مدتي با گروه Black cats همکاري کرد و شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .
واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد . اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .


ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري .
" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .
ابی جوایز مختلف جهانی را برده است از جمله شکست ابراهیم تاتلیس خواننده قرن ترکیه در سال 1354 در کشورش با آهنگ شکار. اما مهمترین جایزه جهانی ابی آقای صدا شدن در جهان در سال 1993 در سالن بزرگ استرالیا با آهنگ معروف خلیج فارس بود که لقب Master Of Voice را کسب کرد. او از پر طرفدارترین خواننده های تاریخ ایران به شمار میرود که بزرگترین سالنهای کنسرت از جمله اسکار و نوبل کنسرت داده است و پای ایرانیها را به این سالنها باز کرده است.
ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند . از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده مي توان به اين سالنها اشاره کرد :
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...
"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي" با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني چون زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .
"ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زياد و با خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.

آلبوم‌های پیش از انقلاب

* شب
* پير
* تپش
* نازی نازکن
* شب زده
* کوه یخ

آلبوم‌های پس از انقلاب

* با تو
* غريبه
* خليج
* ستارهٔ دنباله دار
* معلم بد
* اتل متل
* ستاره‌های سربی
* عطر تو
* پير
* تاج ترانه
* طلوع کن
* شب نيلوفری
* حسرت پرواز


شعری از ابی:



قلب تو ، قلب پرنده
پوستت اما ، پوست شير
زندنون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير

اونور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اونور روزاي تاريك
پشت نيم شباي روشن

براي باور بودن
جايي شايد باشه شايد
براي لمس تن عشق
كسي بايد باشه بايد

كه سر خستگي هاتو
به روي سينه بگيره
براي دلواپسي هات
واسه سادگيت بميره

حرف تنهايي ، قديمي
اما تلخ و سينه سوزه
اولين و آخرين حرف
حرف هر روز و هنوزه

تنهايي شايد يه راهه
راهيه تا بي نهايت
قصه ي هميشه تكرار
هجرت و هجرت و هجرت

اما تو اين راه ، كه همراه
جز هجوم خار و خس نيست
كسي شايد باشه شايد
كسي كه دستاش قفس نيست

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها كن
اي پرنده

بیوگرافی شادمهر

 نام: شادمهر

نام خانوادگی: عقیلی

متولد: 7 بهمن 1351

محل تولد: تهران

دوران کودکی شادمهر:

از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلن را به‌عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست می‌داشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد. او فارغ‌التحصیل از هنرستان موسیقی است.

توصیف دوران کودکی از زبان خود شادمهر:

از بچگي به آلات موسيقي علاقه داشتم و به سمت آنها مي رفتم . در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختي است.

خانواده شادمهر:

هفتم بهمن ماه 1357 در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد.سه برادر داشت كه دو نفر از آنها رو در جنگ ايران و عراق از دست داد.پدرش در دوران نوجواني شادمهر به دليل سرطان در گذشت از کودکي با ديدن سازهاي موسيقي به اين رشته هنري علاقه مند شد.

زمان شروع کار شادمهر:

در سال 1376 از هنرستان موسيقي به اتفاق يک گروه به واحد موسيقي صدا و سيما رفت. فواد حجازي هم جزو آن گروه بود. در همانجا بود که با خشايار اعتمادي و عليرضا عصار آشنا شد. اولين آلبوم بدون کلام او به نام بهار من که تنظيمي جديد از قطعات قديمي بود مورد استقبال قرار گرفت و همزمان همکاري خود را با صدا سيما آغاز نمود . در همين سالها که جوانه هاي موسيقي پاپ تازه شروع به رويش کرده بودند، اولين کار شادمهر با صداي خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از شبکه هاي ايران پخش شد.

علت خارج رفتن شادمهر:

شادمهر پس از بي مهري هاي فراوان از سوي وزارت ارشاد و شوراي موسيقي و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنين ممنوع الصدا و تصوير شدن علي رقم ميل باطني اش تصميم به ترک وطن گرفت تا ادامه ي زندگي موسيقيايي خود را در آنسوي آبها تجربه کند . به همين منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ي فعاليت هاي هنري خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خيالي نيست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بي نظير ايرانيان در داخل ايران و سراسر جهان مواجه شد.

همسر شادمهر عقیلی:

ملیسا میسا دختر فلیپینی الاصل اما متولد سن دیه گو ایالت کالیفرنیاست.او فارغ التحصیل رشته طراحی صحنه تئاتراز دانشگاه سن دیه گواست.او علاقمند به طراحی جواهرات بود و در طراحی مروارید حتی مدرک هم دارد.او در طراحیها موفق نبود و به رقص روی آورد. او دو کمپانی عضو است و به کشورهای زیادی سفر کرد حتی مدتی در آلمان نیز زندگی کرد.آشنایی او با شادمهر نیز به واسطه حضور در ویدئوهای شادمهر بود. او مسلط به زبان فلیپینی است و هنوز در طراحی مرواریدهای فیلیپینی کار میکند.

همکاران شادمهر:

نيلوفر لاري پور/مونا برزويي/جواد شريف پور/شاهكار بينش پژوه/فريد احمدي/شيدا شفيعي/محمد علي بهمني/پاكسيما زكي پور/آزيتا قاسمي/صمد وفايي/فرزاد حسني/بابك روزبه/يغما گلرويي/ناصر عبد الهي/جمشيد/بهبود/مهران احراري/شروين/ايليا منفرد/حميد غلامعلي/عليرضا عصار/محمد اصفهاني/حسين زمان/ليلا فروهر/مهستي و . . .  .

آلبوم های شادمهر:

1. (1997) 1376 - بهار من (بی کلام)>فروردین ماه
2. (1998) 1377 -فصل آشنايي (کار مشترک)>فروردین ماه
3. (1998) 1377 -مسافر>تیر ماه
4. (1999) 1378 -دهاتی>اردی بهشت ماه
5. (1999) 1378 -مشق سکوت(بی کلام)>آذر ماه
6. (1999) 1378 -نغمه‌های شرقی(بی کلام)>دی ماه
7. (2000) 1379 -فریبا> خرداد ماه(غیر رسمی)
8. (2000) 1379 - پر پرواز (موسیقی فیلم پر پرواز)>تیر ماه
9. (2001) 1380 -آدم و حوا(غير رسمي)>شهریور ماه
10. (2002) 1381-خیالی نیست(بعد از مهاجرت)>دی ماه
11. (2002) 1382-دوری و پشیمانی(غیر رسمی) با همراهی عرشیا
12. (2004) 1383-آدم فروش>فروردین ماه
13. (2006) 1385- پاپ کورن>فروردين ماه
14. (2008) 1387- سبب>تیر ماه
15. (2009) 1388- تقدیر>دی ماه

تک آهنگ های شادمهر:

1. تو بی نهایت شب (از آلبوم نازنین)
2. قفس (از آلبوم نازنین)
3. عطر و شبنم(از آلبوم کویر)
4. شب برهنه
5. داداشی
6. خانه خراب
7. غم تنهایی
8. تو رو اینجوری می‌خوام
9. لحظه عاشقونه
10. دل شکسته
11. بازیچه
12. حسرت
13. شام غریبان(سنتی)
14. زمستون

15.حالم عوض میشه

حمید شب خیز

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در دوم اسفند سال 1334 (یا 1333)در شهر تبریز به دنیا آمد.

پدر: -
مادر:-
برادر: فرید ، رحیم
خواهر:-
همسر:ماندانا بهراد
فرزندان:پانته آ،امید

مشخصات فردی:

شخصی احساساتی است و به قول خودش در جوانی خیلی عاشق پیشه بوده. از ویژگی های بارز آقای شب خیز می توان به زیرکی و آشنایی اش با دنیای رسانه و هنر اشاره کرد. او کمترین شکست را در عرصه رسانه داشته و در بین صاحبان رسانه و هنرمندان خارج از کشور شخص نسبتا موفقی به شمار می رود.
او در اجراهایش بسیار پرانرژی و پرهیجان ظاهر می شود و با کوچکترین دلیلی قهقهه های طولانی می زند.

دوران زندگي:

والدینش هر دو از اهالی رشت بوده و سال هاست که مرحوم شده اند. وی دو برادر به نام های فرید و رحیم و همچنین دو خواهر بزرگتر از خود دارد. فرید شبخیز، برادر کوچکتر، از تهیه کنندگان شبکه 3 سیما می باشد و رحیم شبخیز که برادر بزرگتر است یک استودیو ضبط آهنگ در تهران دارد( صدابردار صدا و سیما نیز هست).خانواده وی به دلیل شغل پدرش مدام از شهری به شهر دیگر در حال سفر بودند و به این ترتیب وی در شهر تبریز به دنیا آمد و حتی شناسنامه اش صادره از حوزه 5 تبریز است. خانواده شب خیز بعد از چند ماه به تهران رفتند و زمانیکه حمید 5 ماه داشت به رشت منتقل شدند و یکسال در آن شهر ماندند.آنها دوباره به تهران برگشتند و تا قبل از مهاجرت به آمریکا در خیابان سلسبیل تهران اقامت گزیدند. وی مدعی است زمانی که در خیابان سلسبیل زندگی می کرد، دوستانش به او، "حمید کله ماهی خور" می گفتند.
شب خیز می گوید به خاطر علاقه اش به کار رسانه از دوازده سالگی رو به روی آیینه می نشست و تمرین گویندگی می کرد. او در ایران و در مدرسه عالی ترجمه، تحصیلات خود را تکمیل کرد.

ازدواج

قبل از انقلاب در دانشگاه با ماندانا بهراد آشنا شد و تقریباً بعد از یکسال و نیم دوستی با یکدیگر از آنجائی که خانواده بهراد تمایل به دوستی طولانی آنها و مسافرت آنها به آمریکا به این صورت نداشتند، حمید شب خیز و ماندانا بهراد در آمریکا به عقد یکدیگر در آمدند.این دو پس از ازدواج، و به دلیل دلتنگی ماندانا دوباره به ایران بازگشتند ، پس از مدتی اقامت در ایران ، اولین فرزندشان به نام پانته آ در بیمارستان بهرام تهران متولد شد .حمید شش یا هفت روز پس از تولد پانته آ، آهنگی به نام «کودک بابا» را در شو «میخک نقره ای» که توسط دوست و استادش فریدون فرخ زاد رهبری می شد اجرا کرد . اما بنا به دلایلی ، خوانندگی را که شغل مورد علاقه اش بود، کنار گذاشت .او به خاطر علاقه زیادش به خوانندگی بعضی وقتها لب خوانی میکند . او میگوید راستش به دلایلی که بعدها خواهم گفت شخصا علاقه ی چندانی به پخش آهنگهای خود ندارم .

مهاجرت

2 سال بعد از پیروزی انقلاب و در سال 1360 در حالی که پانته آ فقط یک سال و نیمش بود،شب خیز و همسرش به آمریکا مهاجرت کردند و در سانفرانسیسکو اقامت گزیدند ، بعد از مدت کوتاهی دومین فرزند آنها به نام امید به دنیا آمد. پانته آ پزشک داروساز و امید در عرصه سینمای هالیوود فعالیت می کند. فیلم «بنیش» به کارگردانی او در اوایل سال 1385 در سینمای آمریکا اکران شد.
به گفته خود حمید شب خیز، وی کارمند شرکت «ایرفرانس» بوده که در سال 1981 (1360 هجری شمسی) پس از مشاجره با یک فرد مذهبی و خوردن یک سیلی از او به آمریکا مهاجرت کرد. شب خیز در ابتدای حضور در آمریکا به رستوران داری پرداخت ،ولی پس از مدت کوتاهی شکست خورد و به سراغ کار رسانه ای رفت و کار خود را با رادیو شروع کرد و به گفته خودش اولین کسی بود که اقدام به ضبط برنامه در آمریکا کرد. او از اینکه با دست خالی به آمریکا رفته و این کار را شروع کرده و از پیشکسوتان این عرصه بشمار می رود با افتخار یاد میکند. وی ابتدا یک رادیوی محلی را اداره می کرد و بعداً تلویزیونی چند ساعته را راه اندازی نمود. برنامه هایش را نیز در گاراژ منزلش و با یک دوربین نه چندان پیشرفته ضبط کرده ،سپس خودش نیز آنها را ویرایش میکرد. به گفته خودش مدتی هم کارمند دانشجویی صدا و سیمای ایران بوده است.
(البته شب خیز میگوید این کار را قبل از انقلاب در ایران با سوئیچینگ شوهای تلویزیونی شروع کرده است.) او با فرستادن شوهای نوروزی که در آمریکا ضبط میکرد به داخل کشور و حضور در شبکه NITV تنها تلویزیون ماهواره ای موجود در آن زمان، کم کم به چهره ای آشنا برای بینندگان شبکه های لس-آنجلس تبدیل شد. به ویژه این که با آوردن همکاران زن ، شکل خاصی به برنامه‌هایش می داد.
در حقیقت همین شروع و یک جور هایی قدیمی بودن، افتخاری برای شب خیز به حساب می آید.
چهره و اسم حمید تا قبل از به وجود آمدن شبکه های ماهواره ای کاملا ناآشنا بود؛ و تنها آن هایی که خیلی پی گیر بودند با اسم برادرش «فرید شب خیز» آشنا بودند .
شب خیز کسی بود که جلو دوربین می نشست، همه چیز را از ساختن برنامه تا حاشیه ها را سهل می گذراند و به قول خودش نان و ماستش را می خورد! وی در مدت کوتاهی تبدیل به شخصیتی شد مورد توجه مخاطبینی که حوصله برنامه های سیاسی شبکه های دیگر را نداشتند.

تبلیغات

شب خیز برنامه‌های تبلیغاتی زیادی در مورد خوانندگان ، بیوگرافی و کنسرت های آنها می‌سازد. تا جایی که خیلی‌ها معتقدند که اگر شبکه‌هایی مثل ITN نباشد خیلی از خوانندگان از اذهان محو می‌شوند و بخش اعظمشان هیچ گاه موقعیت معروف و مشهور شدن را پیدا نمی‌کنند. بازار آگهی های شب خیز هم اما ویژگی های منحصر به فردی دارد؛ از شعرهای رنگارنگی که برای فروشگاه «دی تو دی» دبی می سازد بگیرید تا گزارش های تصویری که از فروشگاه های بزرگ این شهر پخش می کند، همگی این ویژگی های منحصر به فرد را به نمایش می گذارند. او گاه برای پوشش تصویری گزارش های تبلیغاتی اش در فرودگاه ها از دوربین موبایلش استفاده می کند و همین تصویر تهیه شده از طریق دوربین موبایل را در ابعادی وسیع از تلویزیون پخش می کند! نقش موبایل شب خیز در تهیه و پخش پیام های بازرگانی، محدود به این موارد نمی شود؛ گاه در وسط پخش برنامه، موبایلش زنگ می زند و او که از این تماس متعجب شده است، گوشی را جواب می دهد. چند لحظه بعد با خنده ای حیرت زده به اطلاع بینندگان می رساند که از اتفاق، فلان آدمی که تولیدکننده یک کالا است با او تماس گرفته و... کم کم بحث به کالایی که این شخص تولید می کند کشیده می شود و او از اسپیکر موبایل شب خیز اطلاعات بسیار کاملی را از کالای مورد نظر به بینندگان تلویزیون ارائه می دهد .
او در سال 1384 اقدام به تأسیس شبکه دیگری با عنوان ایران 2(ITN2) که همان شبکۀ لایو (Live) می باشد نمود و از اول آگوست 2006مصادف با 10 مرداد 85 مدیریت این شبکه را به "فرزان دلجو"، یکی از بازیگران قدیمی سینمای قبل از انقلاب واگذار کرد. او پس از مدتی سومین شبکۀ خود به نام پن(PEN) را هم در اختیار گرفت و مدیریت آن را به "مهندس بهروز دروی" سپرد. به این ترتیب حمید شب خیز در مجموع صاحب 3 شبکه به طور همزمان بود. جوانان زیادی طرح کادشان را نزد حمید گذرانده و از او کار یاد گرفته اند.

پرداخت غرامت

بی خیالی ها و ساده انگاری های شب خیز برای او دردسرساز شد و کمپانی کلتکس که اعلام کرده بود تنها شبکه‌های مورد تأیید این کمپانی حق پخش محصولاتش را دارند، حمید شب خیز را که به پخش موزیک ویدئوهای این کمپانی، بدون مجوز می‏پرداخت به دادگاه کشانید. دادگاه نیز او را به پرداخت نیم میلیون دلار غرامت محکوم نمود.
شب خیز برای جلوگیری از ورشکست شدن و بسته شدن شبکه‌اش یک برنامه ویژه گذاشت و از هواداران شبکه‌اش خواست تا با کمک های خودشان از زمین خوردن آی.تی.ان جلوگیری نمایند. وی بالاخره به هر ترتیبی بود توانست این مبلغ هنگفت را جمع آوری کرده و جریمه را پرداخت کند.
اما ماجرا در این جا خاتمه نیافت و «مهران عبدشاه» مدیر شبکه IPN ، شب‌خیز را کلاه بردار و شارلاتان معرفی کرد و گفت: «اگر این شبکه مشکلات مالی دارد، پس چطور می‌خواهد و می‌تواند دو شبکه جدید دیگر افتتاح کند؟!»
عبدشاه در ادامه افزود: «شب خیز با پول هایی که از مردم گرفته، خانه لوکسی خریده است و آدرس آن خانه را نیز در برنامه‌اش اعلام کرد تا مردم بروند و آن را مشاهده کنند».
البته جدا از صحبت ها و ادعاهای مهران عبدشاه، خوب شدن وضع مالی حمید شب خیز ، چندان بیراه هم نیست. زیرا او توانسته است اسپانسرهای زیاد و متمولی را برای شبکه‌اش جذب کند.
البته عده ای میگویند: باز کیفیت برنامه های شبکه شب خیز در حد نازلی باقی مانده و هیچ پیشرفتی نکرده است. البته عده ای هم همین حمید شب خیز که سمبلی است از شوخ و شنگی و بی خیالی را دوست دارند و شخصیت به ظاهر مثبت و بی غل و غش او را دور از این انگ ها می دانند.
شب خیز ، اقدام به پخش تبلیغ و آگهی های "شرکت سینولون گروپ" با دفتر مرکزی دبی نمود و آن را یک شرکت سرمایه گذاری بین المللی معتبر و با سوددهی بالا معرفی کرد. وی به طور رسمی و گسترده از تاریخ 6 ژانویۀ 2010 حمایت خود را از این شبک آغاز نموده و اسناد و مدارکی را هم ارائه کرد تا صحه ای بر حرف های خود بگذارد. اما مدتی نگذشت که "مهران عبدشاه" مدیر شبکه آی.پی.ان که خود نیز یکی از زخم خورده های این جریان کلاهبرداری بود، با توضیحی کامل، از دست های پشت پردۀ این شرکت سخن گفت و با ارائه اسناد و مدارکی مستند در برنامه زندۀ تلویزیونی خود، از حمید شب خیز خواست تا به کلاه برداری هایش خاتمه دهد. او ادعا نمود این کلاهبرداری که البته به دبی هم ختم نمی شد، باعث شده تا وضع حمید شب خیز به کلی دگرگون شده و میلیون ها دلار از این دلالی و کلاشی به جیب بزند.
وی لیست کاملی از اعداد و ارقامی که مردم به حساب این شرکت ریخته اند را با نام و مشخصات کامل واریز کنندگان پول در دست داشت و برخی از آنها را در حالی خواند که با اکثر آنها تلفنی صحبت کرده بود.
او همچنین از اینکه شب خیز برای کلاهبرداران دیگری مثل "علی اکبری" هم تبلیغات می کند، اظهار تأسف نمود.
نکتۀ قابل توجه این است که حمید شب خیز هیچ پاسخی به ادعاهای عبدشاه نداد.

کنسرت

مشغله دیگر شب خیز برگزاری کنسرت است؛ کاری که در آن ید طولایی دارد و خودش عنوان می کند که وقتی در ایران دانشجو بوده در دانشگاه برای خوانندگان مطرح آن زمان برنامه می گذاشته و در حقیقت کارش را از آن جا و با کمترین امکانات شروع کرده!
شب خیز از بدو تاسیس شبکه itn که با فرستادن پارازیت و قطع برنامه های n.i.t.v همراه بود، همواره سعی می کرد که سیاست های پخش برنامه اش را فارغ از مسایل سیاسی دنبال کند تا برنامه هایش بدون دردسر پخش شود و در این بین حتی گاهی به سانسور فیلم های سینمایی قدیمی ای که پخش می کرد، پرداخت تا کمتر به دردسر بیفتد!
پس از قطع برنامه های کانال وان از ماهواره،در آذر 1389شهرام همایون با حمید شب خیز تصمیم به برگزاری کنسرتی مشترک گرفتند.این کنسرت با حضور خوانندگان لس آنجلسی برگزار شد.شهرام همایون در این کنسرت به همراه حمید شب خیز تهیه کنندگی آن را بر عهده داشتند.

شایعه همکاری با دولت جمهوری اسلامی

در این سال ها، شایعه همکاری شب خیز با دولت جمهوری اسلامی همواره به گوش می رسیده است. حتی یک بار چند شبکه برای اثبات این مدعای قدیمی ، ورق کاغذی را که گویا توسط یک مامور امنیتی فراری به دست شان رسیده بود، نشان دادند که ادعای کمک مالی گرفتن شب خیز از دولت ایران را تائید می کرد.

مزایده شبکه آی تی ان

شبکه آی تی ان با مدیریت حمید شب خیز به علت بدهی مالی و ورشکستگی مجبور شد استودیوی خود را بین طلبکاران به مزایده بگذارد و خود به استودیوی کوچک دیگری اسباب کشی کند تا کمی از خرجها کاسته و شاید بتواند شبکه خود را حفظ کند.
مدیر آی تی ان این مزایده را به علت مشکلات مالی و اقتصادی اجتناب ناپذیر دانست، اما این مزایده هم نتوانست مشکل مالی این شبکه را حل کند و ماهواره هاتبرد ایمیلی اخطار آمیز مبنی بر اینکه اگر تا دو روز دیگر مبلغ شارژ شبکه را پرداخت ننماید سیگنال این شبکه قطع خواهد شد به مدیر این شبکه ارسال کرد.
البته مدیر این شبکه گفت :«ما مبلغ شارژ خود را پرداخت کرده ایم و اگر تا دو روز دیگر سیگنال شبکه ما قطع شد مشکل از ما نیست و ما را با شبکه دیگری اشتباه گرفته اند و ما را به جای شبکه دیگری قطع می کنند و چوب دیگر شبکه ها را می خوریم!»
مدیر سه شبکه آی تی ان، لایو و پن در بهمن سال 1390 با اعلام رسمی تلفیق دو تلویزیون خود و حذف یکی از آن ها گفت:« تلویزون پن با لایو همکاری های خودشان را شروع می کنند».
وی در ادامه که سعی داشت از ورشکستگی خویش سخنی به میان نیاورد، گفت:« یک کانال خودمان را به خاطر وضعیت بد اقتصادی کم کردیم و باید در این روز و روزگار از خرج ها کم کنیم...»
گفته می شود که با خبر شدن اسپانسرها، کمپانی ها و حامیان حمید شب خیز از کلاهبرداری های میلیاردی وی از یک سو و حمایت نکردن، و تنها گذاشتن وی از سویی دیگر، زمینه ورشکستگی وی را فراهم نموده است.

شب خیز و نادر رفیعی

حمید شب خیز در واکنش به افشاگری های جنجالی نادر رفیعی ،مدیر شبکه امید ایران، درباره کلاهبرداری های ۵۰۰ هزار دلاری وی در دبی، مالزی و لس آنجلس قضاوت را به عهده مردم گذاشت و در فیس بوک خود نوشت: « جناب آقای نادر رفیعی قبل از مهاجرت به آمریکا و اقدام به تأسیس شبکه امید ایران با همدستی مصطفی افشاروند ، برای کسب درآمد بیشتر به دلالی دختران ایرانی در دبی مشغول شد. خیانتی که هیچگاه قابل بخشش نیست...».
حمید شب خیز با اشاره به شکایت های فراوان خانواده های دختران قربانی و اقدامات پلیس امارات علیه رفیعی، علت فرار وی به آمریکا را همین امر دانست و در ادامه نوشت: «وی با کمک پدرش و روابطی که داشت به عنوان کارمند، چند سال در کانال ۵۶ و ۴۶ آمریکا کار کرد. رفیعی مدتی بعد برای پاک کردن تصویر سیاهی که از وی در نزد مردم و خصوصا خانواده هایی که دخترانشان را اغفال کرده بود باقی مانده بود ، فعالیتش را برای ایرانیان داخل کشور با برنامه های ویژة نوروزی در سال ۱۹۸۵ با همکاری چند وطن فروش دیگر آغاز کرد. مدتی بعد برنامه «میت نایت شو» و بعد از آن «پنجمین روز هفته» را به روی آنتن فرستاد و نهایتا با استفاده از حق دلالی هایش در دبی، شبکه امید ایران را تاسیس کرد...».
گفتنی است نادر رفیعی پاسخی به این اتهامات شب خیز نداده است.

نقل قول و خاطرات:

حمید شب خیز
هر كسي در جهتي كار مي كند كه توان بيشتري براي انجام دادنش داشته باشد، من بيشتر در كارهاي هنري بودم و زماني هم كه به اينجا آمدم ديدم كه در اطراف و در محور برنامه سرگرمي و موسيقي بهتر مي توانم عمل بكنم، اين كار را انجام دادم .
ضمن اينكه ما از روز اول سرلوحه كار خودمان را اين گذاشتيم كه مردم ما بخصوص مردم خوبمان در داخل كشور احتياج به شادي و شادماني دارند، پس ما هم سعي مي كنيم اين كار را برايشان انجام بدهيم و فكر مي كنم كه موفق بوديم.

حمید شب خیز تعطیل می شود

حمید شب خیز مدیر شبکه آی تی ان مدتی پیش در فیس بوک خود مطلبی مبنی بر سنگ اندازی شبکه من و تو برای رفتن آی تی ان روی فرکانس من و تو نوشته بود. شب خیز قصد داشت با رفتن روی فرکانس شبکه من و تو بتواند مخاطبین بیشتری درایران جذب کند ولی ظاهرا عوامل من و تو تحمل هیچ رقیبی را ندارند و به گفته شب خیز با لابی قدرتمندی که در دولت انگلیس دارند شب خیز را مجبور کردند فرکانس جدید خود را تغییر دهد.

کوتاه درباره ی جمیله رقاص توانای ایرانی

سیده فاطمه صادقی ملقب به جمیله رقصنده و بازیگر ایرانی است. او بدون شک معروف ترین رقصنده زن ایرانی در تاریخ شناخته می شود.

جمیله در امر هنرپیشگی نیز موفقیت های چشمگیری داشته و با بازی در فیلم نسیم عیار در سال ۱۳۴۶ در سینما آغاز به کار کرد. وی در 18 فیلم بازی داشته که می توان این این فیلم ها به جدال، فراشباشی، عروس پابرهنه، گل پری جون، بندری، غول، کاکا سیاه، کج کلاخان، خوشگلترین زن عالم، خشم کولی، نسیم عیار و ... اشاره کرد.

او پیش از ورود به سینما، رقصنده بود و پس از شروع بازیگری نیز به رقص در کاباره‌ها ادامه داد. جمیله افزون بر بازیگری در چند فیلم سینمایی و نیز در شوی تلویزیونی رنگارنگ در سال های ۱۳۵۵ - ۱۳۵۷ به اجرای رقص پرداخت

 

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

متاسفانه فضای مجازی چند سالی هست که به دست افراد به نسبه سلبریتی میچرخد و مهراد جم با دنیا جهانبخت رابطه های داشته است در ادامه با از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس) سایت برترین بی را دنبال نمایید.

 

جدایی مهراد جم از دنیا جهانبخت 

در خصوص بازگشت مهراد جم به ایران هنوز اطلاعات دقیقی وجود ندارد. در حال حاضر چند فرضیه مطرح شده است. اول اینکه شاید این حرکت او هم یک نوع حاشیه سازی باشد. دوم اینکه شاید او پس از بازگشت به ایران بازداشت شده باشد. و سوم اینکه شاید او مشغول رسیدگی به شاکیانی باشد که در ایران دارد. هادی حسینی خواننده مشهور جزو شاکیان مهرداد جم می باشد.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

هنوز چیزی مشخص نیست،

هیچ خبری از او وجود ندارد.

پیج اینستاگرامی او هم فعلا فعالیتی ندارد.

او نه پستی منتشر کرده، نه استوری،

همچنین افراد نزدیک به او هم اطلاعات

دقیقی را منتشر نکرده اند. بنابراین در حال

حار دقیقا نمی توان ادعایی درمورد این خواننده

پرحاشیه را منتشر کرد. در آن سو، دنیا جهانبخت

هم که 1 سال است ادعا می کند از مهراد جم

باردار شده، هنوز حرفی نزده است.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

بلیط قطر به ایران مهراد جم

طبق آخرین خبرها مهراد جم ظهر امروز ۱۶ شهریور بلیت پرواز Qr482 قطر به تهران را داشته و قرار بود از طریق فرودگاه امام وارد ایران شود. ولی موبایلش ساعت هاست از دسترس خارج شده. احتمال بازداشت او در فرودگاه هست و احتمال دیگر تغییر تصمیم او برای بازگشت به ایران در لحظات قبل از پرواز.

 

هادی حسینی مدیر برنامه مهراد جم گفته است مهراد جم از من تعهد گرفته است تا برای دیدن مسیح و ارش به ترکیه برود اما بعدا ما متوجه شدیم که با دنیا جهانبخت در ارتباط است…

 

هادی حسینی از مهراد جم شکایت کرده است. مهراد جم می بایست مبلغ 25 میلیارد تومان به مدیر برنامه خود بدهد. گویا هادی حسینی برای اقامه دعوای حقوقی علیه کلاهبرداری مهراد جم آماده شده است.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

مهراد جم سال گذشته به خارج از کشور مهاجرت کرد. گویا او از قبل با دنیا جهانبخت رابطه عاطفی داشته است. بعد از مهاجرت، او به همراه دنیا در: ترکیه، امارات متحده عربی و انگلستان زندگی می کرد. او حتی ادعا کرده بود که مافیای موسیقی در ایران را هم لو می دهد. گمان نمی رفت که او بخواهد دوباره به ایران بازگردد، اما حال به نظر می رسد تصمیم او تغییر کرده است.

 

دنیا جهانبخت همچنین ادعا کرده بود که مهراد جم مدیریت سایت شرط بندی به نام هیس بت را بر عهده دارد. سایتی که هیچ گاه فعالیتی نداشته است. مهراد جم هم در خارج از کشور سایت شرط بندی راه اندازی نکرد.

 

در حال حاضر شاید مشکل جدی او برای زندگی در ایران، برخورد با شاکی های خصوصی اش باشد. به هر حال ادعا شده که او حدود 25 میلیارد تومان کلاهبرداری کرده است.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

ادرس اینستاگرام مهراد جم

مهراد جم در حال حاضر 3 میلیون دنبال کننده در اینستاگرام خود دارد. او هیچ کسی را در پیج خود دنبال نمی کند. برای دیدن پست های اینستاگرامی او می توانید به آدرس پیج اصلی اش که در پایین صفحه قرار داده ایم مراجعه کنید. همچنین درصورت منتشر شدن اخبار جدید درمورد این خواننده پرحاشیه، این مطلب به روز رسانی خواهد شد.

 

دلیل جدایی مهراد جم از دنیا جهانبخت

مهاجرت مهراد جم خواننده معروف ایرانی و ارتباط عاشقانه وی با دنیا جهانبخت شاخ اینستاگرامی معروف در اینستاگرام یکی از جنجالی ترین اخبار سال 99 بود. دنیا جهانبخت چند سال از مهراد بزرگ تر و حاشیه هاي‌ زیادی در اینستاگرام داشته بـه همین دلیل ظاهراً مهراد جم نتوانسته بـه درستی گذشته او را فراموش کند. موضوعی کـه دنیا جهانبخت در استوری اینستاگرام خود بـه ان اشاره نمود.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

دنیا جهانبخت در استوری زیر گفت: وقتی من رو نمیشناسید،

نیاد سمت من و اگر اومدید من رو بـه خاطر کارهای صد سال پیش

و گذشته اي کـه داشتم قضاوت نکنید. او در جریان یک لایو با امین

فردین گفت کـه با مهراد جم مشاجره اي داشته اسـت. این استوری

کـه توسط دنیا منتشر شد حواشی بسیار زیادی در شبکه هاي‌ اجتماعی بـه راه انداخت.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

دنیا جهانبخت دریک لایو با امین فردین اعلام کرد کـه با مهراد دعوایی داشته اسـت. او درباره جدایی حرفی بـه زبان نیاورد اما برخی کاربران گفته اند کـه این سرآغازی برای اعلام خبر جدایی این چهره هاي‌ معروف می‌باشد و انها به زودی حاشیه بزرگ دیگری رقم خواهند زد تا دوباره بر سرزبان ها بیافتند.

 

در آخر باید بگوییم کـه دنیا و مهراد هنوز از هم جدا نشده اند اما بـه زودی حاشیه بزرگ دیگری را رقم خواهند زد و این یک پایه ریزی مهندسی شده برای جذب دنبال کننده هاي‌ بیشتر در اینستاگرام می‌باشد. برای دنبال کردن اخبار دقیق سلبریتی ها و شاخ هاي‌ اینستاگرامی می‌توانید آدرس سایت ما را بوک مارک کنید تا همیشه از جدید ترین حواشی ها با خبر باشید.

از برگشت مهراد جم به ایران تا جدایی از دنیا جهانبخت و بازداشت در فرودگاه تهران (+عکس)

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان

محمد خردادیان یکی از رقاصان مشهور ماهواره اسـت و طرفداران زیادی در ایران دارد اما او عاشق یک پسر بوده اسـت و گویا با او ازدواح کرده اسـت در ادامه با عکس هایي از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او سایت برترین بی را دنبال کنید. 

 

محمد خردادیان کیست؟ 

بـه گزارش برترین بی ایران از جمله کشور هایي اسـت هنر و هنرمندان بسیاری را پرورش داده اسـت. محمد خردادیان یکی از چهره هاي‌ رقصنده ایرانی اسـت کـه درسال هاي‌ گذشته بسیار جنجال برانگیز شد.

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

عکسهایی از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

 

و نامش را بر سرزبان ها انداخت. وی متولد اسفند ماه سال ۱۳۳۵ اسـت. با این‌که او در تهران چشم بـه جهان گشود، اما پدر و مادر او تهرانی نبودند. پدر او از شهروندان قزوین و مادرش اصالتا اهل سبزوار اسـت.

 

مهاجرت محمد خردادیان به خارج از کشور

وی قبل از انقلاب اسلامی در ایران بـه طور آزادانه می رقصید و فعالیت رسمی خودرا از سال ۱۳۵۵ آغاز نمود. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ممنوع شدن رقصیدن، کشور آمریکا را برای مهاجرت انتخاب کرد.

 

وی هنگامی کـه در ایران بود، در استان مشهد سکونت داشت. از دیگر فعالیت هاي‌ او میتوان بـه بازیگری در تئاتر اشاره کرد. از ویژگی هاي‌ ظاهری او می‌توان بـه این اشاره کرد کـه از مو و چشمان مشکی رنگ برخوردار اسـت. او قد بلندی ندارد اما انعطاف پذیری بدن او بسیار بالا می باشد.

 

علاقه مند به کلیپ های اموزشی محمد خردادیان 

محمد خردادیان پس از این‌که در ایالات امریکا ساکن شد، برای این‌که فعالیت هاي‌ خودرا ادامه دهد، کلیپ هاي‌ آموزش رقص را تهیه میکرد ودر اختیار علاقه مندانش قرار می داد.

 

وی با گروه مخصوص خود، در ابتدا عده اي از ورزش هاي‌ مخصوص رقصیدن را آموزش می داد ودر ادامه حرکات رقص و تکنیک هاي‌ مخصوص را ارائه میکرد. او کم کم توانست برای بار دیگر بـه شهرت برسد. اما اتفاقات جنجالی اخیر نیز در شهرت بیش از حد او نقش مهمی داشته اند.

 

در شهریور سال ۱۳۹۸ بود کـه کلیپی از این چهره رقاص منتشر شد. کـه در یکی از کنسرت هاي‌ رقصش، در روز عاشورای حسینی با موزیک “وای چقدر مستم من” ساسی مانکن، می رقصد و بـه تمسخر روز عاشورا میپردازد.

 

پس از انتشار این ویدئو کلیپ موج منفی نظرات بـه سوی وی روانه شد و وی را بـه یک چهره جنجالی تبدیل کرد. این کلیپ الان در سایت هاي‌ گوناگون قابل مشاهده می‌باشد.

 

ماجرای ازدواج محمد خردادیان 

وی از زمانی کـه در مدرسه مشغول بـه تحصیل بود بـه معلم بالرین مدرسه معرفی گردید و سپس بـه کشور هاي‌ مختلف سفر کرد تا با رقص هاي‌ ان ها آشنایی پیدا کند.

 

در زمانی کـه تنها ۱۸ سال داشت، با خانمی بـه نام جین بینی آشنا شد و یکسال بعد، زندگی مشترک خودرا تشکیل دادند. جین بینی یکی از بالرین هایي بود کـه بـه ایران دعوت شده بود.

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

ازدواج این دو چهره ۹ سال بـه طول انجامید و سرانجام پس از ۱۰ سال آشنایی و زندگی مشترک، از یک دیگر جدا شدند. عکس هاي‌ همسر محمد خردادیان همین حالا در اینترنت موجود اسـت.

 

گفته می‌شود دلیل اصلی جدایی این دو چهره، میل جنسی متفاوت محمد خردادیان می باشد. همسر سابق او نیز بـه دلیل عشق فراوانی کـه بـه او داشت، یک کتاب را بـه قلم تحریر درآورده اسـت و خاطرات ۱۰ سال زندگی مشترکش را بـه اشتراک گذاشته اسـت. او دراین کتاب نیز بـه میل جنسی متفاوت همسر سابقش اشاره می‌کند.

 

آیا محمد خردادیان همجنسگراست؟

وی نیز در یکی گفتگو هایش با صراحت اعلام می‌کند کـه از نظر میل جنسی، بـه آقایان تمایل دارد و از زمان کودکی دارای میل جنسی هم جنس گرایی بوده اسـت. همچنین گفته می‌شود کـه او برای مدتی کـه در شهر دبی ساکن بود.

 

با یکی از ورزشکاران ان جا بـه صورت غیررسمی ازدواج کرده اسـت و هردو دریک منزل سکونت داشته اند. باید ذکر کرد کـه جین بینی، همسر سابق این رقاص مشهور ایرانی، درسال هاي‌ اخیر بـه دلیل ابتلا بـه نوعی سرطان درگذشته اسـت.

 

محمد خردادیان کجایی است؟ 

محمد خردادیان از آقایان رقاص ایرانی اسـت. پدر او عباس خردادیان بود کـه بـه عنوان اولین سپرسازان فولکس در ایران شناخته می شد. پدرش اصالتا اهل قزوین بودو مادرش از اهالی سبزوار بوده اسـت.

 

با این وجود وی در استان تهران متولد شده ودر همان جا بزرگ شده اسـت. باید متذکر شویم کـه او دریک خانواده شش نفره بـه دنیا آمده اسـت. وی یک برادر و دو خواهر دیگر دارد و هر سه ان ها از محمد خردادیان بزرگتر می باشند.

 

گفته میشود کـه او برای مدتی در مشهد زندگی خودرا می گذرانده اسـت و پس از انقلاب اسلامی برای مدتی بـه تاکسی رانی روی آورده اسـت. سپس ایالات امریکا را برای سکونت انتخاب کرد ودر ان جا بـه اموزش رقص پرداخت. اموزش رقص بابا کرم محمد خردادیان از برترین آموزش هاي‌ این چهره می‌باشد.

 

محمد خردادیان در برنامه چند شنبه سینا

سینا ولی الله از جمله مجریان ایرانی اسـت کـه با برنامه چند شنبه با سینا بـه شهرت رسید. این برنامه شامل چند بخش اسـت کـه در یکی از بخش هاي‌ ان؛ از سلبریتی هاي‌ ایرانی دعوت بـه گفت و گو میشود. در یکی از قسمت هاي‌ این برنامه، او حضور داشت و گفتگو اي جذاب رابا سینا ولی الله بـه انجام رساند. در پایان این گفتگو، محمد خردادیان با هدی جراح، یک رقص ایرانی را بـه نمایش گذاشتند.

 

انواع رقص های ایرانی محمد خردادیان 

یکی از فعالیت هاي‌ کـه باعث شناختن محمد خردادیان بـه ایرانیان و غیر ایرانیان شد، کلیپ هاي‌ آموزشی رقص اسـت. محمد خردادیان درسال هاي‌ اولیه مهاجرتش بـه کشور آمریکا، بـه ضبط ویدئو کلیپ هاي‌ آموزشی مشغول شد.

 

این آموزش ها در چند قسمت و نوار هاي‌ ویدئویی ضبط شد ودر اختیار علاقه مندان قرار گرفت. الان نیز تعداد زیادی از این کلیپ ها را بـه فرمت mp4 تبدیل کرده اند تا در اینترنت قابل مشاهده باشد. لازم بـه ذکر اسـت کـه برای مشاهده این کلیپ ها باید بـه یوتیوب و با استفاده از فیلتر شکن مراجعه نمایید.

 

زیرا کـه لینک هاي‌ دانلود این فیلم ها در سایت هاي‌ موجود، فیلتر شده اسـت و بـه دستور وزارت ارشاد حذف گردیده اند. محمد خردادیان آموزش هاي‌ رقص خودرا با موزیک هاي‌ مختلف ارائه نموده اسـت.

 

کـه می‌توان بـه “رقص محمد خردادیان با موزیک گل گلدون من” و “رقص محمد خردادیان با اهنگ الهی من فدات” اشاره کرد. البته رقص محمد خردادیان با موزیک گل گلدون من در اپارات نیز قابل مشاهده بود. اما اخیرا این کلیپ حذف شده اسـت و تنها راه دسترسی بـه فیلم هاي‌ رقص این چهره، مراجعه بـه یوتیوب می‌باشد.

 

رقص های محمد خردادیان و سولماز 

وی تنها در رقصیدن و آموزش رقص فعالیت نمی‌کند، بلکه او مسابقات بیشماری را در مورد رقص ودر کشور هاي‌ مختلف بـه اجرا در آورده اسـت. سولماز، یکی از چهره هاي‌ ایرانی بود کـه در یکی از مسابقات رقص محمد خردادیان شرکت کرد. وی توانست بـه مقام اول این مسابقه دست یابد و بـه عنوان پیروز ان دوره از مسابقات رقص خردادیان شناخته شود.

تصاویری از ازدواج محمد خردادیان با پسر تینیجر و همجنسبازی او

پس از ان؛ عکس هایي از سولماز درکنار محمد خردادیان منتشر شد. کـه شایعه را مبنی بر ازدواج این دو چهره ایجاد کرد. این خبر تنها در حد همان شایعه باقی ماند و آقای خردادیان و سولماز این خبر را تکذیب کردند. همانطور کـه گفته شد محمد خردادیان در شهر دبی با یک ورزشکار بیست و یک ساله در رابطه می‌باشد.

 

مسابقه رقص محمد خردادیان در ترکیه 

محمد خردادیان پس از ان کـه در مورد گرایش جنسی اش صحبت کرد، درسال ۱۳۸۱ برای ملاقات پدرش بـه ایران آمد. اما در راه بازگشت توسط نیروی پلیس دستگیر شد و مدتی را در زندان اوین تهران بـه سر برد.

 

او پس از آزادی بـه ترکیه رفت و تصمیم گرفت مسابقات رقص خودرا برگزار کند. او کشور ترکیه را برای این انتخاب کرد کـه بانوان ایرانی علاقه مند بـه این رشته، بتوانند بـه اسانی بـه کشور همسایه بیایند ودر این مسابقات شرکت کنند.

 

پخش در شبکه ماهواره ای تی وی پرشیا

لازم بـه ذکر اسـت کـه این مسابقات از سایت و یا اپلیکیشن شبکه ماهواره اي تی وی پرشیا پخش می شد و بسیار جنجال آفرید. گفته میشود کـه عده بسیاری بـه لباس بانوان رقاص این مسابقه اعتراض کرده اند.